شرمنده شهدا...
عكس شهدا را میبینیم ولی عكس شهدا عمل میكنیم
کبوتر عشق اون
توجماران لونه داشت
وقتی امام رو می‏دید
هیچ آرزویی نداشت

از وقتی که امام رفت
دلش پیش علی موند
سرود عاشقی رو
تو دشت رازقی خوند

تموم آرزوهاش
لبخند رهبرش بود
اسم آقا مثل گل
تو باغ باورش بود

تا اینکه نامردما
دوباره سر رسیدن
این بار به شکل یک دوست
به جنگ اون دویدن

یواش یواش حجاب رو
از دخترا گرفتن
اون پسرای خوب رو
از مسجدا گرفتن

می‏گفتن ایران اما
آمریکا رو می‏خواستن
نامردا از پشت سر
خنجرا رو می‏کاشتن

چفیه‏های جنگی رو
یه تیکه پارچه خوندن
به جای تکبیر ، اونا
سوت و کفو نشوندن

بسیجی رو می‏زدن
اون آدمای نامرد
بش می‏گفتن :دیوونه!
برو، به جبهه برگرد

بش می‏گفتن: شماها
طالب جنگ و خونید
می‏خواید که شادی ها رو
از دلمون برونید

بسیجی غصه می‏خورد
غصه دلش رو می‏کشت
اما بازم دردشو
به هیچ کسی نمی‏گفت

آخر یه روز ناله زد
دلش کتک خورده بود
آخه چشم آقا رو
گریه کنون دیده بود

آقا به فکر اون بود
چفیه به گردن انداخت
تو قلب اون بسیجی
یه شور تازه انداخت  

از اون به بعد وقتیکه
بسیجی غصه داره
با یک نگاه به رهبر
خستگی در میاره

تو چشمای رهبرش
ائمه رو می‏بینه
از خدا خواسته هیچ‏وقت
داغ اونو نبینه…






نوع مطلب : ولایت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهدی زحمتکار
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic