شرمنده شهدا...
عكس شهدا را میبینیم ولی عكس شهدا عمل میكنیم
شنبه 25 بهمن 1393 :: نویسنده : مهدی زحمتکار

رفتم وضو بگیرم و آماده شودم برای نماز صبح. آرام حرکت کردم تا به نماز خانه گردان رسیدم. هنوز ساعتی تا اذان صبح مانده بود . جلوی نماز خانه یک جفت کتانی چینی بود. توجهم به آن جلب شد. نزدیک که رفتم متوجه شدم کسی در نمازخانه مشغول مناجات با خداوند است. او به شدت اشک می ریخت.

آن قدر شدید گریه می کرد که به فکر فرو رفتم . با خود گفتم :«خدایا این چه کسی است که در دل شب این گونه گریه می کند؟!»

خواستم بروم داخل ، ولی گفتم خولتش را به هم نزنم. پشت در ایستادم. گریه های او در من هم اثر کرد. ناخواسته به حال او غبطه خوردم. خودم را سرزنش می کردم و اشک می ریختم.

با خودم گفتم : «ببین این بچه بسیجی ها چطور قدر این لحظات را می دانند. ببین چطور با خدا خلوت کرده اند. هنوز نتوانسته بودم تشخیص دهم آن فرد چه کسی است ؟ »

از جلوی نازخانه رفتم و موقع اذان برگشتم و وارد نازخانه شدم. او رفته بود.

وقتی به محل مناجات آن شخص رسیدم باورم نمی شد ! هنوز محل مناجات او از اشک چشمانش خیس بود!

خیلی دوست داشتم بدانم آن شخص چه کسی است . کفش کتانی او حالت خاصی داشت.

روز بعد به پاهای بچه ها خیره شدم . بالاخره همان کتانی را در پای او دیدم ؛ سید خوبی های گردان ، سید مجتبی علمدار.






نوع مطلب : شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 19 خرداد 1398 07:45 ق.ظ

I just like the valuable info you provide to your articles. I will bookmark your blog and check again here frequently. I'm relatively certain I will be told many new stuff proper here! Best of luck for the following!
شنبه 18 خرداد 1398 02:07 ب.ظ

What's up i am kavin, its my first time to commenting anywhere, when i read this article i thought i could also create comment due to this sensible post.
یکشنبه 15 مرداد 1396 07:45 ب.ظ
I love reading through an article that will
make people think. Also, thank you for allowing for me to comment!
شنبه 14 مرداد 1396 02:02 ق.ظ
Nice post. I was checking continuously this weblog and I'm inspired!
Very helpful information particularly the closing part :
) I handle such information a lot. I was seeking this
particular info for a very long time. Thanks and good luck.
شنبه 7 مرداد 1396 07:48 ب.ظ
What a information of un-ambiguity and preserveness of valuable experience concerning unpredicted emotions.
دوشنبه 28 فروردین 1396 09:11 ب.ظ
Hmm it appears like your website ate my first comment (it
was extremely long) so I guess I'll just sum it up what I had written and say, I'm thoroughly enjoying your blog.
I as well am an aspiring blog writer but I'm still new to the whole thing.
Do you have any helpful hints for first-time blog writers?
I'd really appreciate it.
سه شنبه 15 فروردین 1396 01:22 ب.ظ
We're a gaggle of volunteers and opening a brand new scheme in our community.

Your web site offered us with valuable info to work on. You have done a formidable job and our entire community will likely be grateful to you.
پنجشنبه 10 فروردین 1396 05:34 ب.ظ
Today, I went to the beach front with my kids. I found a sea shell and gave it to my 4 year old
daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She placed the shell to her ear and screamed.
There was a hermit crab inside and it pinched her ear.
She never wants to go back! LoL I know this is entirely off topic
but I had to tell someone!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهدی زحمتکار
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو